| از یک دیونه میپرسن چرا دیونه شدی؟ میگه من یک زن گرفتم که یک دختر 18 ساله داشت دختره زنم با بابام ازدواج کرد. پس زنم مادرزنه مادرشوهرش شد دختر زن من پسری زایید که داداشه من و نوه ی زنم بود . پس نوه ی منم بود پس من پدربزرگه پسرم بودم . پس زن من….. زیاد فکر نکن! قاطی میکنی | |
نوشته شده توسط نیما در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 0:3 | لینک ثابت |

